وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ ٱلْقُرَى ٱلَّتِى بَٰرَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَٰهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِيهَا ٱلسَّيْرَ سِيرُوا۟ فِيهَا لَيَالِىَ وَأَيَّامًا ءَامِنِينَ﴿١٨﴾
English
Saheeh International
And We placed between them and the cities which We had blessed [many] visible cities. And We determined between them the [distances of] journey, [saying], "Travel between them by night or day in safety."
Ali Quli Qarai
We had placed between them and the towns which We had blessed hamlets prominent [from the main route], and We had ordained the course through them: ‘Travel through them in safety, night and day.’
Marmaduke Pickthall
And We set, between them and the towns which We had blessed, towns easy to be seen, and We made the stage between them easy, (saying): Travel in them safely both by night and day.
Abdullah Yusuf Ali
Between them and the Cities on which We had poured our blessings, We had placed Cities in prominent positions, and between them We had appointed stages of journey in due proportion: "Travel therein, secure, by night and by day."
A. J. Arberry
And We set, between them and the cities that We have blessed, cities apparent and well We measured the journey between them: 'Journey among them by night and day in security!'
فارسی
انصاریان (Ansarian)
و میان مردم سبا و شهرهایی که در آن ها برکت نهادیم، آبادی های به هم پیوسته و نمایان قرار دادیم، و سیر و سفر را در [میان] آنان متناسب و به اندازه مقرّر داشتیم، [و گفتیم:] شب ها و روزها با امنیت در آنها مسافرت کنید.
فولادوند (Fooladvand)
و میان آنان و میان آبادانیهایی که در آنها برکت نهاده بودیم شهرهای متصل به هم قرار داده بودیم، و در میان آنها مسافت را، به اندازه، مقرر داشته بودیم. در این [راه]ها، شبان و روزان آسودهخاطر بگردید.
Türkçe
Diyanet İşleri
Onlarla, kutlu kıldığımız şehirler arasında, karşıdan karşıya görünen kasabalar var etmiş, oraları gezilecek belirli konak yerleri yapmıştık, "Oralarda geceleri ve gündüzleri güven içinde gezin" demiştik.
Bahasa Indonesia
Kementerian Agama
Dan Kami jadikan antara mereka dan antara negeri-negeri yang Kami limpahkan berkat kepadanya, beberapa negeri yang berdekatan dan Kami tetapkan antara negeri-negeri itu (jarak-jarak) perjalanan. Berjalanlah kamu di kota-kota itu pada malam hari dan siang hari dengan dengan aman.
اردو
علامہ جوادی (Jawadi)
اور جب ہم نے ان کے اور ان بستیوں کے درمیان جن میں ہم نے برکتیں رکھی ہیں کچھ نمایاں بستیاں قرار دیں اور ان کے درمیان سیر کو معّین کردیا کہ اب دن و رات جب چاہو سفر کرو محفوظ رہوگے
বাংলা
মুহিউদ্দীন খান (Muhiuddin Khan)
তাদের এবং যেসব জনপদের লোকদের প্রতি আমি অনুগ্রহ করেছিলম সেগুলোর মধ্যবর্তী স্থানে অনেক দৃশ্যমান জনপদ স্থাপন করেছিলাম এবং সেগুলোতে ভ্রমণ নির্ধারিত করেছিলাম। তোমরা এসব জনপদে রাত্রে ও দিনে নিরাপদে ভ্রমণ কর।
Nederlands
Fred Leemhuis
—
Español
Isa García
—
Deutsch
Bubenheim & Elyas
—
Français
Muhammad Hamidullah
—
Русский
Кулиев (Kuliev)
—
Bahasa Melayu
Abdullah Basmeih
—
Azərbaycanca
Məmmədəliyev & Bünyadov
—
Oʻzbekcha
Muhammad Sodik
—
Тоҷикӣ
Оятӣ (Ayati)
—
پښتو
عبدالولي خان (Abdulwali)
—
سنڌي
تاج محمود امروٽي (Amroti)
—
کوردی
تەفسیری ئاسان (Asan)
—
Hausa
Abubakar Mahmoud Gumi
—
Kiswahili
Ali Muhsin Al-Barwani
—
Soomaali
Mahmud Muhammad Abduh
—
Shqip
Sherif Ahmeti
—
Bosanski
Besim Korkut
—
አማርኛ
ሳዲቅ እና ሳኒ (Sadiq & Sani)
—
Татарча
Yakub ibn Nugman
—
ئۇيغۇرچە
محمد صالح (Muhammad Saleh)
—
ދިވެހި
ރައީސުލްޖުމްހޫރިއްޔާގެ އޮފީސް (Official)
—
മലയാളം
അബ്ദുൽ ഹമീദ് & കുഞ്ഞി മുഹമ്മദ് (Abdul Hameed & Kunhi)
—
தமிழ்
ஜான் டிரஸ்ட் (Jan Trust)
—
Tafsīr
قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)also covers 15, 16, 17, 19
تمدن درخشانی که بر اثر کفران بر باد رفت
در این که «سباً» نام کیستء در میان مورخان گفت وگوست؛ ولی معروف این است که سباً نام پدر اعراب یمن است و طبق روایتی که از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل شده» مردی به نام سباً بود که ده فرزند داشت و از هر کدام از آنها قبیلهای از قبایل عرب در آن سرزمین به وجود آمد. بعضی سباً را نام سرزمین یمن یا منطقهای از آن دانستهاند. ظاهر قرآن مجید در داستان سلیمان و هدهد در سورهٌ نمل نیز نشان میدهد که سباً نام مکانی بوده است. البته ممکن است سباً در ابتدا نام شخصی بوده و سپس تمام قوم او به آن نام نامیده شده و بعد این اسم به سرزمین آنها نیز منتقل گردیده باشد. ماجرا بدین قرار است که آن قوم توانستند با سد عظیمی که در میان کوههای مهم آن ناحیه بر پا کردند. سیلابهای فراوانی را که موجب ویرانی میگشت یا لااقل در بیابانها بیهوده تلف میشده در پشت آن سد عظیم ذخیره کنند و با ایجاد دریچههایی در سدء استفاده از آن مخزن عظیم آب را در مهار خود در آورند و سرزمینهای گستردهای را زیر کشت ببرند.البته دو باغی که این آیات از آنها سخن میگوید. دو باغ معمولی نبود؛ بلکه یک رشته باغهای به هم پیوسته در دو طرف نهر عظیمی بود که از آن سد بزرگ آبیاری میشد و به قدری پربرکت بود که در تواریخ آمده اگر کسی سبدی بر روی سر میگذاشت و در فصل میوه از زیر درختان عبور میکرد. آنقدر میوه در آن میریخت که بعد از مدت کوتاهی سبد پر میشد. همچنین در میان آنها و سرزمین مبارک یعنی شامات (شام» فلسطین و اردن)» آبادیهای متصل و زنجیرهای وجود داشت. فاصلةٌ این آبادیها به اندازهای کم بود که هر یک دیگری را میدیدند و به خاطر همین فواصل متناسب و حسابشده از نظر حملةٌ وحوش و درندگان بیابان یا سارقین و راهزنان» در نهایت امنیت بودند؛ به گونهای که مردم میتوانستند بدون توشه و مرکب» بیانکه به حرکت جمعی و استفاده از افراد مسلح احتیاج داشته باشندء بدون هیچ ترسی از جهت ناامنی راه یا کمبود آب و اذوقه به مسیر خود ادامه دهند. این مردم ناسپاس اما در برابر آن همه نعمتهای بزرگ الهی که سرتاسر زندگانی آنها را فرا گرفته بود -مانند بسیاری از اقوام متنعم دیگر - گرفتار غرور و غفلت شدند و راه ناسپاسی پیش گرفتند و به دستورهای الهی بیاعتنا گشتند. یکی از تقاضاهای جنونآمیز آنها این بود که از خداوند خواستند که سفرهای آنها را طولانی کند؛ یعنی بین این قریههای آباد فاصلهای بیفتد و بیابانهای خشک پیدا شود؛ به این جهت که ثروتمندان مایل نبودند افراد کمدرآمد همانند آنها سفر کنند و به هر جا میخواهندء بیزاد و توشه و مرکب بروند. گویا راحتی و رفاه» آنها را ناراحت کرده بود؛ همانگونه که بنیاسرائیل از «منْ» و «سلوی» (دو غذای آسمانی) خسته شدند و از خدا پیاز و سیر و عدس تقاضا کردند. در بعضی از تواریخ آمده که موشهای صحرایی» دور از چشم آن مردم مغرور و مستء به دیوارة آن سد خاکی روی آوردند و آن را از درون سست کردند. ناگهان باران شدیدی بارید و سیلاب عظیمی حرکت کرد و دیوارهایی که قادر به تحمل فشار سیلاب نبودند» یکمرتبه درهم شکست و آب بسیار زیادی که پشت سد متراکم شده بودء ناگهان بیرون ریخت و آن سرزمین را یکباره ویران کرد و به صحرایی خشک و بیآب و علف مبدل کرد و از آن همه باغهای خرم فقط چند درخت تلخ آراک و شورگز و اندکی درختان سدر به جای ماند. هنگامی که خداوند میخواهد قدرتنمایی کند» تمدنی عظیم را با چند موش بر باد میدهد تا بندگان به ضعف خود آشنا گردند و به هنگام قدرت مغرور نشوند. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه چ۱۸ ص ۵۶ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.
Verse DNA · this āyah at a glance
Vocabulary and recitation are counted from the morphology and the Uthmani marks; commentary reports whether an authored tafsīr entry reaches this āyah. A structural read, not a judgement — a denser strip is not a weightier verse.
Recitation · 31 points across 5 rule families
- Madd ṭabīʿī19
- Iẓhār shafawī1
- Lām qamariyyah2
- Heavy rāʾ6
- Idghām (with ghunnah)3
Commentary
- قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)
Shape
17 words · 81 letters · āyah 18 of 54