فَقَالُوا۟ رَبَّنَا بَٰعِدْ بَيْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ فَجَعَلْنَٰهُمْ أَحَادِيثَ وَمَزَّقْنَٰهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَٰتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ﴿١٩﴾
English
Saheeh International
But [insolently] they said, "Our Lord, lengthen the distance between our journeys," and wronged themselves, so We made them narrations and dispersed them in total dispersion. Indeed in that are signs for everyone patient and grateful.
Ali Quli Qarai
But they said, ‘Our Lord! Make the stages between our journeys far apart,’ and they wronged themselves. So We turned them into folktales and caused them to disintegrate totally. There are indeed signs in that for every patient and grateful [servant].
Marmaduke Pickthall
But they said: Our Lord! Make the stage between our journeys longer. And they wronged themselves, therefore We made them bywords (in the land) and scattered them abroad, a total scattering. Lo! herein verily are portents for each steadfast, grateful (heart).
Abdullah Yusuf Ali
But they said: "Our Lord! Place longer distances between our journey-stages": but they wronged themselves (therein). At length We made them as a tale (that is told), and We dispersed them all in scattered fragments. Verily in this are Signs for every (soul that is) patiently constant and grateful.
A. J. Arberry
But they said, 'Our Lord, prolong the stages of our travel'; and they wronged themselves, so We made them as but tales, and We tore them utterly to pieces. Surely in that are signs for every man enduring, thankful.
فارسی
انصاریان (Ansarian)
پس [این مغرورشدگان به رفاه و خوشی و ناسپاسان در برابر نعمت] گفتند: پروردگارا! میان سفرهای ما، دوری و فاصله انداز. [این را درخواست کردند تا تهیدستان و پا برهنگان نتوانند در کنار آنان سفر کنند]، و [این گونه آنان] بر خودشان ستم کردند، پس ما آنان را داستان هایی [برای عبرت آیندگان] قرار دادیم و جمعشان را به شدت متلاشی و تار و مار کردیم، همانا در این [سرگذشت ها] برای هر صبرکننده سپاس گزاری عبرت هاست
فولادوند (Fooladvand)
تا گفتند: «پروردگارا، میان [منزلهای] سفرهایمان فاصله انداز.» و بر خویشتن ستم کردند. پس آنها را [برای آیندگان، موضوع] حکایتها گردانیدیم، و سخت تارومارشان کردیم؛ قطعاً در این [ماجرا] برای هر شکیبای سپاسگزاری عبرتهاست.
Türkçe
Diyanet İşleri
Ama onlar: "Rabbimiz! Yolculuklarımızın mesafesini uzak kıl" deyip kendilerine yazık ettiler. Biz de onları efsane yapıverdik, darmadağın ettik. Doğrusu bunlarda, pek sabreden ve çok şükreden kimseler için dersler vardır.
Bahasa Indonesia
Kementerian Agama
Maka mereka berkata: "Ya Tuhan kami jauhkanlah jarak perjalanan kami", dan mereka menganiaya diri mereka sendiri; maka Kami jadikan mereka buah mulut dan Kami hancurkan mereka sehancur-hancurnya. Sesungguhnya pada yang demikian itu benar-benar terdapat tanda-tanda kekuasaan Allah bagi setiap orang yang sabar lagi bersyukur.
اردو
علامہ جوادی (Jawadi)
تو انہوں نے اس پر بھی یہ کہا کہ پروردگار ہمارے سفر دور دراز بنادے اوراس طرح اپنے نفس پر ظلم کیا تو ہم نے انہیں کہانی بناکر چھوڑ دیا اور انہیں ٹکڑے ٹکڑے کردیا کہ یقینا اس میں صبر و شکر کرنے والوں کے لئے بڑی نشانیاں پائی جاتی ہیں
বাংলা
মুহিউদ্দীন খান (Muhiuddin Khan)
অতঃপর তারা বলল, হে আমাদের পালনকর্তা, আমাদের ভ্রমণের পরিসর বাড়িয়ে দাও। তারা নিজেদের প্রতি জুলুম করেছিল। ফলে আমি তাদেরকে উপাখ্যানে পরিণত করলাম এবং সম্পূর্ণরূপে ছিন্ন-বিচ্ছিন্ন করে দিলাম। নিশ্চয় এতে প্রত্যেক ধৈর্যশীল কৃতজ্ঞের জন্যে নিদর্শনাবলী রয়েছে।
Nederlands
Fred Leemhuis
—
Español
Isa García
—
Deutsch
Bubenheim & Elyas
—
Français
Muhammad Hamidullah
—
Русский
Кулиев (Kuliev)
—
Bahasa Melayu
Abdullah Basmeih
—
Azərbaycanca
Məmmədəliyev & Bünyadov
—
Oʻzbekcha
Muhammad Sodik
—
Тоҷикӣ
Оятӣ (Ayati)
—
پښتو
عبدالولي خان (Abdulwali)
—
سنڌي
تاج محمود امروٽي (Amroti)
—
کوردی
تەفسیری ئاسان (Asan)
—
Hausa
Abubakar Mahmoud Gumi
—
Kiswahili
Ali Muhsin Al-Barwani
—
Soomaali
Mahmud Muhammad Abduh
—
Shqip
Sherif Ahmeti
—
Bosanski
Besim Korkut
—
አማርኛ
ሳዲቅ እና ሳኒ (Sadiq & Sani)
—
Татарча
Yakub ibn Nugman
—
ئۇيغۇرچە
محمد صالح (Muhammad Saleh)
—
ދިވެހި
ރައީސުލްޖުމްހޫރިއްޔާގެ އޮފީސް (Official)
—
മലയാളം
അബ്ദുൽ ഹമീദ് & കുഞ്ഞി മുഹമ്മദ് (Abdul Hameed & Kunhi)
—
தமிழ்
ஜான் டிரஸ்ட் (Jan Trust)
—
Tafsīr
قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)also covers 15, 16, 17, 18
تمدن درخشانی که بر اثر کفران بر باد رفت
در این که «سباً» نام کیستء در میان مورخان گفت وگوست؛ ولی معروف این است که سباً نام پدر اعراب یمن است و طبق روایتی که از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل شده» مردی به نام سباً بود که ده فرزند داشت و از هر کدام از آنها قبیلهای از قبایل عرب در آن سرزمین به وجود آمد. بعضی سباً را نام سرزمین یمن یا منطقهای از آن دانستهاند. ظاهر قرآن مجید در داستان سلیمان و هدهد در سورهٌ نمل نیز نشان میدهد که سباً نام مکانی بوده است. البته ممکن است سباً در ابتدا نام شخصی بوده و سپس تمام قوم او به آن نام نامیده شده و بعد این اسم به سرزمین آنها نیز منتقل گردیده باشد. ماجرا بدین قرار است که آن قوم توانستند با سد عظیمی که در میان کوههای مهم آن ناحیه بر پا کردند. سیلابهای فراوانی را که موجب ویرانی میگشت یا لااقل در بیابانها بیهوده تلف میشده در پشت آن سد عظیم ذخیره کنند و با ایجاد دریچههایی در سدء استفاده از آن مخزن عظیم آب را در مهار خود در آورند و سرزمینهای گستردهای را زیر کشت ببرند.البته دو باغی که این آیات از آنها سخن میگوید. دو باغ معمولی نبود؛ بلکه یک رشته باغهای به هم پیوسته در دو طرف نهر عظیمی بود که از آن سد بزرگ آبیاری میشد و به قدری پربرکت بود که در تواریخ آمده اگر کسی سبدی بر روی سر میگذاشت و در فصل میوه از زیر درختان عبور میکرد. آنقدر میوه در آن میریخت که بعد از مدت کوتاهی سبد پر میشد. همچنین در میان آنها و سرزمین مبارک یعنی شامات (شام» فلسطین و اردن)» آبادیهای متصل و زنجیرهای وجود داشت. فاصلةٌ این آبادیها به اندازهای کم بود که هر یک دیگری را میدیدند و به خاطر همین فواصل متناسب و حسابشده از نظر حملةٌ وحوش و درندگان بیابان یا سارقین و راهزنان» در نهایت امنیت بودند؛ به گونهای که مردم میتوانستند بدون توشه و مرکب» بیانکه به حرکت جمعی و استفاده از افراد مسلح احتیاج داشته باشندء بدون هیچ ترسی از جهت ناامنی راه یا کمبود آب و اذوقه به مسیر خود ادامه دهند. این مردم ناسپاس اما در برابر آن همه نعمتهای بزرگ الهی که سرتاسر زندگانی آنها را فرا گرفته بود -مانند بسیاری از اقوام متنعم دیگر - گرفتار غرور و غفلت شدند و راه ناسپاسی پیش گرفتند و به دستورهای الهی بیاعتنا گشتند. یکی از تقاضاهای جنونآمیز آنها این بود که از خداوند خواستند که سفرهای آنها را طولانی کند؛ یعنی بین این قریههای آباد فاصلهای بیفتد و بیابانهای خشک پیدا شود؛ به این جهت که ثروتمندان مایل نبودند افراد کمدرآمد همانند آنها سفر کنند و به هر جا میخواهندء بیزاد و توشه و مرکب بروند. گویا راحتی و رفاه» آنها را ناراحت کرده بود؛ همانگونه که بنیاسرائیل از «منْ» و «سلوی» (دو غذای آسمانی) خسته شدند و از خدا پیاز و سیر و عدس تقاضا کردند. در بعضی از تواریخ آمده که موشهای صحرایی» دور از چشم آن مردم مغرور و مستء به دیوارة آن سد خاکی روی آوردند و آن را از درون سست کردند. ناگهان باران شدیدی بارید و سیلاب عظیمی حرکت کرد و دیوارهایی که قادر به تحمل فشار سیلاب نبودند» یکمرتبه درهم شکست و آب بسیار زیادی که پشت سد متراکم شده بودء ناگهان بیرون ریخت و آن سرزمین را یکباره ویران کرد و به صحرایی خشک و بیآب و علف مبدل کرد و از آن همه باغهای خرم فقط چند درخت تلخ آراک و شورگز و اندکی درختان سدر به جای ماند. هنگامی که خداوند میخواهد قدرتنمایی کند» تمدنی عظیم را با چند موش بر باد میدهد تا بندگان به ضعف خود آشنا گردند و به هنگام قدرت مغرور نشوند. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه چ۱۸ ص ۵۶ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.
Verse DNA · this āyah at a glance
Vocabulary and recitation are counted from the morphology and the Uthmani marks; commentary reports whether an authored tafsīr entry reaches this āyah. A structural read, not a judgement — a denser strip is not a weightier verse.
Recitation · 31 points across 6 rule families
- Madd ṭabīʿī17
- Heavy rāʾ4
- Qalqalah2
- Ikhfāʾ4
- Iẓhār shafawī3
- Ghunnah1
Commentary
- قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)
Shape
19 words · 84 letters · āyah 19 of 54