Surah An-Nisaa · Ayah 113·Madanī

113

وَلَوْلَا عَلَيْكَ مِّنْهُمْ أَن وَمَا إِلَّآ وَمَا مِن عَلَيْكَ مَا لَمْ عَلَيْكَ ﴿١١٣﴾

Translation

Saheeh International

And if it was not for the favor of Allah upon you, [O Muhammad], and His mercy, a group of them would have determined to mislead you. But they do not mislead except themselves, and they will not harm you at all. And Allah has revealed to you the Book and wisdom and has taught you that which you did not know. And ever has the favor of Allah upon you been great.

Tafsīr

قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)

دلیل دیگری بر عصمت پیامبر(ص)

در ذیل أَیةٌ ۱۰۵ ذکر شد که گروهی خیانت‌پیشه می‌خواستند پیامبر(ص) را با ترفندهایی در داوری به اشتباه افکنند؛ ولی خداوند به وسیلةٌ وحی» پیامبرش را یاری رساند و او را از حقیقت امر آگاه کرد. این آیه در ادامة آن موضوع است و از آن می‌توان مصونیت پیامبر الهی از اشتباه و سهو را استفاده کرد. در این آیه سه جمله باید مورد توجه قرار گیرد: «و آنزل اه عَلَیک الکتاب وَالَحَکَمَة» (خداوند کتاب و حکمت را بر تو نازل کرد): این جمله, ناظر به مبانی داوری پیامبر یعنی کتاب و سنت (حکمت) است. أکاهی از این دو منبع وسیع تشریع، مایة مصونیت در احکام الهی است و در نتیجه پیامبر در تبیین احکام خدا هرگز دچار اشتباه و لشزش نمی گردد؛ زیرا آنچه بشر تا روز رستاخیز به آن نیاز داردء در این دو منبع وارد شده است. البته روشن است که علم به قوانین کلیء مایةٌ مصونیت از اشتباه در موضوعات و جزئیات و در تطبیق آن کلیات بر موارد خود نمی‌گردد؛ بلکه برای مصونیت از اشتبا» به چیز دیگری نیاز است که در جملةٌ دوم وارد شده است. ۲- «و علَمَک ما لّم نکن تَعلّمٌ» (آنچه را نمی‌دانستی به تو آموخت). این کدام علم است که پیامبر نمی دانست و خدا به او آموخت؟ آیا علم به احکام کلی الهی است که در کتاب و سنت آمده یا علم به واقعیات و خصوصیات وقایع و جریان‌ها؟ شکی نیست که احتمال نخست کاملاً بی‌اساس است؛ زیرا علم به کلیات احکام الهی» در جملة پیشین به روشنی بیان گردید و دیگر نیازی به تکرار و تأکید نیست و هیچ کس احتمال نمی دهد که پیامبر الهی» از احکام شریعت خود بی اطلاع باشد تا زمینه تأکید فراهم گردد. مقصود از این جملهء همان احتمال دوم است؛ یعنی پرده از چمرهٌ واقعیات برداشت و او را در جریان توطئه برای لغزاندن پیامبر(ص) و وارد آوردن تهمت بر یک بی‌گناه قرار داد. «وکان فضل له عَلیک عَظیما» (و فضل خدا بر تو (همواره) بزرگ بوده است). برای این که تصور نشود که این نوع مصونیت» مخصوص به یک مورد یا در خصوص داوری است و باب اشتباه به روی پیامبر(ص) در موارد دیگر باز است» خداوند در این آیهء این جمله را می‌آورد. جایی که خداوند چیزی را بزرگ بشماردء باید حساب آن را از چیزی که ما بزرگ می‌دانیم» جدا کرد. فضل بزرگه نشانةٌ آن است که پیامبر گرامی(ص) در مسیر زندگی» در قضاوت‌ها و داوری‌هاء در معاشرت‌ها و برخوردهاء از خطا و لشزش مصون است. ناگفته پیداست که به خاطر مصلحت نهفته در امر رسالت و به دلیل این که پیامبر اسوه و سرمشق امّت استء باید در مسیر زندگی به گونه‌ای باشد که امّت در بارة او احتمال اشتباه و خطا ندهد و در اطاعت از رفتار و گفتار او دچار سرگردانی و دودلی نشود. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- تفسیر موضوعی,» ج» ص ۲۸۴ ۲ منشور جاوید»ء ج۷» ص ۲۷۵ > ۲- منشور جاویدء ج/۷ ص ۲۷۵ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr-i Mawḍūʿī.