لَلَبِثَ فِى بَطْنِهِۦٓ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ﴿١٤٤﴾
English
Saheeh International
He would have remained inside its belly until the Day they are resurrected.
Ali Quli Qarai
he would have surely remained in its belly till the day they will be resurrected.
فارسی
انصاریان (Ansarian)
بی تردید تا روزی که مردم برانگیخته می شوند در شکم ماهی می ماند.
فولادوند (Fooladvand)
قطعاً تا روزی که برانگیخته میشوند، در شکم آن [ماهی] میماند!
Nederlands
Fred Leemhuis
dan was hij in zijn buik gebleven tot de dag waarop men wordt opgewekt. *
Español
Isa García
hubiera permanecido en su vientre hasta el Día de la Resurrección.
Türkçe
Diyanet İşleri
Eğer Allah'ı tesbih edenlerden olmasaydı, tekrar diriltilecek güne kadar balığın karnında kalacaktı.
Deutsch
Bubenheim & Elyas
hätte er wahrlich in seinem Bauch verweilt bis zu dem Tag, an dem sie auferweckt werden.
Français
Muhammad Hamidullah
il serait demeuré dans son ventre jusqu'au jour où l'on sera ressuscité.
Русский
Кулиев (Kuliev)
то непременно остался бы в ее чреве до того дня, когда они будут воскрешены.
Bahasa Indonesia
Kementerian Agama
niscaya ia akan tetap tinggal di perut ikan itu sampai hari berbangkit.
اردو
علامہ جوادی (Jawadi)
تو روزِ قیامت تک اسی کے شکم میں رہ جاتے
Bahasa Melayu
Abdullah Basmeih
Tentulah ia akan tinggal di dalam perut ikan itu hingga ke hari manusia dibangkitkan keluar dari kubur.
বাংলা
মুহিউদ্দীন খান (Muhiuddin Khan)
তবে তাঁকে কেয়ামত দিবস পর্যন্ত মাছের পেটেই থাকতে হত।
Azərbaycanca
Məmmədəliyev & Bünyadov
Yəqin ki, balığın qarnında qiyamət gününə qədər qalardı.
Oʻzbekcha
Muhammad Sodik
Унинг қорнида қайта тирилтирадиган кунгача қолиб кетар эди. (Юнус алайҳиссалом балиқ қорнида туриб Аллоҳга кўп тасбиҳ айтмаганида, ўша балиқнинг ичида қиёматгача қолиб кетар эди.)
Тоҷикӣ
Оятӣ (Ayati)
то рӯзи қиёмат дар шиками моҳӣ мемонд.
پښتو
عبدالولي خان (Abdulwali)
(نو) خامخا دا به د هغه (كب) په خېټه كې تر هغې ورځې پورې پاتې و چې دوى به بیا ژوندي راپاڅولى شي
سنڌي
تاج محمود امروٽي (Amroti)
ته اُنھي ڏينھن تائين جنھن ۾ (ماڻھو) اُٿارجن اُن جي پيٽ ۾ رھي ھا.
کوردی
تەفسیری ئاسان (Asan)
ئهوه دهمایهوه له سکی نهههنگهکهدا تا ڕۆژێک که ههمووان زیندوو دهکرێنهوه.
Hausa
Abubakar Mahmoud Gumi
Lalle dã ya zauna a cikin cikinsa har ya zuwa rãnar da zã a tãyar da su.
Kiswahili
Ali Muhsin Al-Barwani
Bila ya shaka angeli kaa ndani yake mpaka siku ya kufufuliwa.
Soomaali
Mahmud Muhammad Abduh
Wuxuu kanagaan lahaa calooshiisa tan iyo maalinta lasoo bixin dadka.
Shqip
Sherif Ahmeti
Ai do të mbetej në barkun e tij deri në ditën e ringjalljes.
Bosanski
Besim Korkut
sigurno bi ostao u utrobi njenoj do Dana kad će svi biti oživljeni,
አማርኛ
ሳዲቅ እና ሳኒ (Sadiq & Sani)
እስከሚቀሰቀሱበት ቀን ድረስ በሆዱ ውስጥ በቆየ ነበር፡፡
Татарча
Yakub ibn Nugman
Әлбәттә, ул балык карынында кешеләр терелеп каберләреннән кубарылган көнгә чаклы торыр иде.
ئۇيغۇرچە
محمد صالح (Muhammad Saleh)
ئەگەر ئۇ تەسبىھ ئېيتقۇچىلاردىن بولمىسا ئىدى، بېلىقنىڭ قارنىدا ئەلۋەتتە قىيامەتكىچە قالاتتى
ދިވެހި
ރައީސުލްޖުމްހޫރިއްޔާގެ އޮފީސް (Official)
ފަހެ، އެކަލޭގެފާނު ގިނަގިނައިން تسبيح ކިޔާ މީހުންގެ ތެރެއިން ނުވިނަމަ، އެއުރެން محشر އަށް ފޮނުއްވާ ދުވަހަށް ދާނދެން އެ މަހުގެ ބަނޑުތެރޭގައި އެކަލޭގެފާނު ވެއްޖައީހެވެ.
മലയാളം
അബ്ദുൽ ഹമീദ് & കുഞ്ഞി മുഹമ്മദ് (Abdul Hameed & Kunhi)
ജനങ്ങള് ഉയിര്ത്തെഴുന്നേല്പിക്കപ്പെടുന്ന ദിവസം വരെ അതിന്റെ വയറ്റില് തന്നെ അദ്ദേഹത്തിന് കഴിഞ്ഞ് കൂടേണ്ടി വരുമായിരുന്നു.
தமிழ்
ஜான் டிரஸ்ட் (Jan Trust)
(மறுமையில் அவர்) எழுப்பப்படும் நாள்வரை, அதன் வயிற்றிலேயே தங்கியிருந்திருப்பார்.
Tafsīr
قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)also covers 139, 140, 141, 142, 143, 145, 146, 147, 148
یونس در بوتة آزمون
یونس» همانند سایر پیامبران» دعوت خود را از توحید و مبارزه با بتپرستی شروع کرد و سپس با مفاسدی که در محیط او رایج بودء به مبارزه پرداخت. یونس همچنان از روی دلسوزی و خیرخواهی» مانند پدری مهربان آن قوم گمراه را اندرز میداد؛ ولی در برابر منطق حکیمانة خود جز مغالطه و سفسطه از دشمنان نمیشنید. تنها گروه اندکی که شاید شمارشان از دو نفر تجاوز نکرد (عاید و عالمی) به او ایمان آوردند. یونس آنقدر تبلیغ کرد که تقریباً از آنها مأیوس شد و به پیشنهاد مرد عابد و با ملاحظة اوضاع و احوال قوم تصمیم گرفت به آنها نفرین کند. این برنامه تحقق یافت و یونس به آنها نفرین کرد. به او وحی شد که در فلان زمان» عذاب الهی نازل میشود. هنگامی که موعد عذاب نزدیک شدء یونس - در حالی که خشمگین بود - همراه مرد عابد از میان آنها بیرون رفت تا به ساحل دریا رسید. در آنجا یک کشتی پر از مسافر و بار را مشاهده کرد و از آنها خواست که او را نیز همراه خود ببرند. این همان است که قرآن در آَیةٌ ۱۴۰ به آن اشاره کرده و رفتن او به سوی کشتی را به فرار تعبیر کرده است. بدون شک» یونس(ع) پیامبری معصوم بود و هرگز مرتکب گناهی نشد؛ ولی بهتر این بود که باز هم تحمل به خرج میداد و تا آخرین لحظات پیش از نزول عذاب» در میان قوم خود میماند. درست است که طبق بعضی از روایات» چهل سال تبلیغ کرد؛ ولی باز بهتر بود که چند روز یا چند ساعت هم بر آن میافزود. چون چنین نکردء به بندة فراری تشبیه شد. پس از آنکه یونس بر کشتی سوار شدء ماهی عظیمی سر راه را بر کشتی گرفت و دهان باز کرد؛ گویی غذایی میطلبد. سرنشینان کشتی گفتند: به نظر میرسد گناهکاری در میان ماست که باید طعمةٌ این ماهی شود و چارهای جز استفاده از قرعه نیست. در اینجا قرعه افکندند و قرعه به نام یونس(ع) افتاد. ناچار یونس را گرفتند و در دهان ماهی عظیم پرتاب کردند؛ اما خداوند به آن حیوان فرمان داد که کمترین آزاری به بندهاش یونس نرساند. او میبایست دوران زندان بیسابقهای را طی میکرد تا متوجه ترک اولای خود شود و در مقام جبران برآید. قرآن میگوید که اگر او از تسبیحکنندگان نبودء تا روز قیامت در شکم ماهی میماند و آن زندان موقت به یک زندان دائم و چه بسا گورستان او تبدیل میشد؛ اما او متوجه ماجرا شد و با تمام وجودش رو به درگاه خدا برد و از ترک اولای خویش در درگاه خدا استغفار کرد. آیةٌ ۸۷ سورة انبیاء میفرماید: «او در میان ظلمتهای متراکم فریاد زد که معبودی جز تو نیست. منزهی تو. من از ستمکاران بودم.» این اعتراف صادقانه و این تسبیح توأم با پشیمانی» کار خود را کرد؛ چنان که در یه ۸۸ سورةٌ انبیاء میخوانیم: «ما دعای او را اجابت کردیم و از غم و اندوه نجاتش دادیم و اینگونه موْمنان را نجات میدهیم.» ماهی عظیم در کنار ساحل خشک و بیگیاه» به فرمان خدا لقمهای را که از سر او زیاد بوده بیرون افکند؛ اما پیداست که آن زندان عجیب» سلامت جسم یونس را بر هم زده و او را بیمار و ناتوان کرده بود. گفتهاند که او همچون جوجةٌ نوزادی ضعیف و بیبال و پر از شکم ماهی بیرون آمد؛ به طوری که توان حرکت نداشت. پس خداوند به لطفش بوتةٌ کدویی برای او رویاند تا برگهای بزرگ آن بر اندام ضعیف و رنجورش سایبانی باشد و او را از حرارت آفتاب حفظ کند. یونس بعد از این ماجرا به سراغ قومش بازگشت تا ببیند عذاب بر سر آنها چه آورده است. هنگامی که به آنجا رسیدء در تعجب فرو رفت که چگونه آنها در روز هجرتش همه بتپرست بودند؛ ولی اکنون همه موحد و خداپرست شدهاند. ماجرا از این قرار است که پس از نفرین یونس» آنها تکانی خوردند و به فکر چارهای افتادند و به راهنمایی آن عالم موّمن» در مقام توبه بر آمدند. پس جمعی به سوی بیابان حرکت کردند و بین زنان و فرزندان و حیوانات و بچههای آنها جدایی افکندنده سپس گریه سر دادند و صدای نالةٌ خود را بلند کردند و از خدا بخشش خواستند. در این هنگامء پردةٌ عذاب کنار رفشت و حادثه بر کوهها ریخت و جمعیت موّمن توبهکار نجات یافتند و در پرتو ایمان به یونس تا مدت معینی از زندگی دنیا بهرهمند شدند. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج ۰۱۹ ص۱۵۲ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.