فَلَوْلَآ أَنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلْمُسَبِّحِينَ﴿١٤٣﴾
English
Saheeh International
And had he not been of those who exalt Allah,
Ali Quli Qarai
Had he not been one of those who celebrate Allah’s glory,
فارسی
انصاریان (Ansarian)
[و در شکم ماهی به تسبیح خدا مشغول شد که] اگر او از تسبیح کنندگان نبود،
فولادوند (Fooladvand)
و اگر او از زمره تسبیحکنندگان نبود،
Nederlands
Fred Leemhuis
En als hij niet tot hen die lofprijzen behoord had,
Español
Isa García
y si no fuera porque él era de los que glorifican a Dios,
Türkçe
Diyanet İşleri
Eğer Allah'ı tesbih edenlerden olmasaydı, tekrar diriltilecek güne kadar balığın karnında kalacaktı.
Deutsch
Bubenheim & Elyas
Und hätte er nicht zu denjenigen gehört, die (Allah) preisen,
Français
Muhammad Hamidullah
S'il n'avait pas été parmi ceux qui glorifient Allah,
Русский
Кулиев (Kuliev)
Если бы он не был одним из прославляющих Аллаха,
Bahasa Indonesia
Kementerian Agama
Maka kalau sekiranya dia tidak termasuk orang-orang yang banyak mengingat Allah,
اردو
علامہ جوادی (Jawadi)
پھر اگر وہ تسبیح کرنے والوں میں سے نہ ہوتے
Bahasa Melayu
Abdullah Basmeih
Maka kalaulah ia bukan dari orang-orang yang sentiasa mengingati Allah (dengan zikir dan tasbih),
বাংলা
মুহিউদ্দীন খান (Muhiuddin Khan)
যদি তিনি আল্লাহর তসবীহ পাঠ না করতেন,
Azərbaycanca
Məmmədəliyev & Bünyadov
Əgər o, (Allahı) çox təqdis edənlərdən (namaz qılanlardan) olmasaydı,
Oʻzbekcha
Muhammad Sodik
Агар у кўп тасбиҳ айтгувчилардан бўлмаганида эди.
Тоҷикӣ
Оятӣ (Ayati)
Пас агар аз тасбеҳ гуён намебуд,
پښتو
عبدالولي خان (Abdulwali)
نو كه دا خبره نه وى چې بېشكه هغه له تسبیح ویونكو څخه و
سنڌي
تاج محمود امروٽي (Amroti)
پوءِ اُھو جيڪڏھن تسبيح چوندڙن مان نه ھجي ھا.
کوردی
تەفسیری ئاسان (Asan)
خۆ ئهگهر لهو کهسانه نهبوایه که تهسبیحات و یادی خوا دهکهن و نهیوتایه (لا اله الا انت سبحانك انی کنت من الظالمین): پهروهردگارا هیچ خوایهک نیه جگه له تۆ، پاکی و بێگهردی و ستایش شایستهی تۆیه و من له ستهمکارانم.
Hausa
Abubakar Mahmoud Gumi
To, ba dõmin lalle shi ya kasance daga mãsu tasbĩhi ba,
Kiswahili
Ali Muhsin Al-Barwani
Na ingeli kuwa hakuwa katika wanao mtakasa Mwenyezi Mungu,
Soomaali
Mahmud Muhammad Abduh
Hadduusan noqonin kuwa Eebe u tasbiixsada (xusa).
Shqip
Sherif Ahmeti
E sikur të mos ishte ajo që ai kishte qenë prej atyre që shumë e përmendin Zotin.
Bosanski
Besim Korkut
i da nije bio jedan od onih koji Allaha hvale,
አማርኛ
ሳዲቅ እና ሳኒ (Sadiq & Sani)
እርሱ ለጌታው ከአወዳሾቹ ባልሆነም ኖሮ፤
Татарча
Yakub ibn Nugman
Әгәр Йунүс "Һич юктыр Илаһә, мәгәр Син генә йә Рабби, мин Сине һәр кимчелектән пакьсең дип беләм, мин, әлбәттә, Синең рөхсәтеңнән башка китеп, үземә золым итүчеләрдән булдым", – дип әйтмәсә иде.
ئۇيغۇرچە
محمد صالح (Muhammad Saleh)
ئەگەر ئۇ تەسبىھ ئېيتقۇچىلاردىن بولمىسا ئىدى، بېلىقنىڭ قارنىدا ئەلۋەتتە قىيامەتكىچە قالاتتى
ދިވެހި
ރައީސުލްޖުމްހޫރިއްޔާގެ އޮފީސް (Official)
ފަހެ، އެކަލޭގެފާނު ގިނަގިނައިން تسبيح ކިޔާ މީހުންގެ ތެރެއިން ނުވިނަމަ، އެއުރެން محشر އަށް ފޮނުއްވާ ދުވަހަށް ދާނދެން އެ މަހުގެ ބަނޑުތެރޭގައި އެކަލޭގެފާނު ވެއްޖައީހެވެ.
മലയാളം
അബ്ദുൽ ഹമീദ് & കുഞ്ഞി മുഹമ്മദ് (Abdul Hameed & Kunhi)
എന്നാല് അദ്ദേഹം അല്ലാഹുവിന്റെ പരിശുദ്ധിയെ പ്രകീര്ത്തിക്കുന്നവരുടെ കൂട്ടത്തിലായിരുന്നില്ലെങ്കില്
தமிழ்
ஜான் டிரஸ்ட் (Jan Trust)
ஆனால் அவர் (மீன் வயிற்றினுள்) இறைவனைத் துதிசெய்து - தஸ்பீஹு செய்து - கொண்டிராவிட்டால் -
Tafsīr
قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)also covers 139, 140, 141, 142, 144, 145, 146, 147, 148
یونس در بوتة آزمون
یونس» همانند سایر پیامبران» دعوت خود را از توحید و مبارزه با بتپرستی شروع کرد و سپس با مفاسدی که در محیط او رایج بودء به مبارزه پرداخت. یونس همچنان از روی دلسوزی و خیرخواهی» مانند پدری مهربان آن قوم گمراه را اندرز میداد؛ ولی در برابر منطق حکیمانة خود جز مغالطه و سفسطه از دشمنان نمیشنید. تنها گروه اندکی که شاید شمارشان از دو نفر تجاوز نکرد (عاید و عالمی) به او ایمان آوردند. یونس آنقدر تبلیغ کرد که تقریباً از آنها مأیوس شد و به پیشنهاد مرد عابد و با ملاحظة اوضاع و احوال قوم تصمیم گرفت به آنها نفرین کند. این برنامه تحقق یافت و یونس به آنها نفرین کرد. به او وحی شد که در فلان زمان» عذاب الهی نازل میشود. هنگامی که موعد عذاب نزدیک شدء یونس - در حالی که خشمگین بود - همراه مرد عابد از میان آنها بیرون رفت تا به ساحل دریا رسید. در آنجا یک کشتی پر از مسافر و بار را مشاهده کرد و از آنها خواست که او را نیز همراه خود ببرند. این همان است که قرآن در آَیةٌ ۱۴۰ به آن اشاره کرده و رفتن او به سوی کشتی را به فرار تعبیر کرده است. بدون شک» یونس(ع) پیامبری معصوم بود و هرگز مرتکب گناهی نشد؛ ولی بهتر این بود که باز هم تحمل به خرج میداد و تا آخرین لحظات پیش از نزول عذاب» در میان قوم خود میماند. درست است که طبق بعضی از روایات» چهل سال تبلیغ کرد؛ ولی باز بهتر بود که چند روز یا چند ساعت هم بر آن میافزود. چون چنین نکردء به بندة فراری تشبیه شد. پس از آنکه یونس بر کشتی سوار شدء ماهی عظیمی سر راه را بر کشتی گرفت و دهان باز کرد؛ گویی غذایی میطلبد. سرنشینان کشتی گفتند: به نظر میرسد گناهکاری در میان ماست که باید طعمةٌ این ماهی شود و چارهای جز استفاده از قرعه نیست. در اینجا قرعه افکندند و قرعه به نام یونس(ع) افتاد. ناچار یونس را گرفتند و در دهان ماهی عظیم پرتاب کردند؛ اما خداوند به آن حیوان فرمان داد که کمترین آزاری به بندهاش یونس نرساند. او میبایست دوران زندان بیسابقهای را طی میکرد تا متوجه ترک اولای خود شود و در مقام جبران برآید. قرآن میگوید که اگر او از تسبیحکنندگان نبودء تا روز قیامت در شکم ماهی میماند و آن زندان موقت به یک زندان دائم و چه بسا گورستان او تبدیل میشد؛ اما او متوجه ماجرا شد و با تمام وجودش رو به درگاه خدا برد و از ترک اولای خویش در درگاه خدا استغفار کرد. آیةٌ ۸۷ سورة انبیاء میفرماید: «او در میان ظلمتهای متراکم فریاد زد که معبودی جز تو نیست. منزهی تو. من از ستمکاران بودم.» این اعتراف صادقانه و این تسبیح توأم با پشیمانی» کار خود را کرد؛ چنان که در یه ۸۸ سورةٌ انبیاء میخوانیم: «ما دعای او را اجابت کردیم و از غم و اندوه نجاتش دادیم و اینگونه موْمنان را نجات میدهیم.» ماهی عظیم در کنار ساحل خشک و بیگیاه» به فرمان خدا لقمهای را که از سر او زیاد بوده بیرون افکند؛ اما پیداست که آن زندان عجیب» سلامت جسم یونس را بر هم زده و او را بیمار و ناتوان کرده بود. گفتهاند که او همچون جوجةٌ نوزادی ضعیف و بیبال و پر از شکم ماهی بیرون آمد؛ به طوری که توان حرکت نداشت. پس خداوند به لطفش بوتةٌ کدویی برای او رویاند تا برگهای بزرگ آن بر اندام ضعیف و رنجورش سایبانی باشد و او را از حرارت آفتاب حفظ کند. یونس بعد از این ماجرا به سراغ قومش بازگشت تا ببیند عذاب بر سر آنها چه آورده است. هنگامی که به آنجا رسیدء در تعجب فرو رفت که چگونه آنها در روز هجرتش همه بتپرست بودند؛ ولی اکنون همه موحد و خداپرست شدهاند. ماجرا از این قرار است که پس از نفرین یونس» آنها تکانی خوردند و به فکر چارهای افتادند و به راهنمایی آن عالم موّمن» در مقام توبه بر آمدند. پس جمعی به سوی بیابان حرکت کردند و بین زنان و فرزندان و حیوانات و بچههای آنها جدایی افکندنده سپس گریه سر دادند و صدای نالةٌ خود را بلند کردند و از خدا بخشش خواستند. در این هنگامء پردةٌ عذاب کنار رفشت و حادثه بر کوهها ریخت و جمعیت موّمن توبهکار نجات یافتند و در پرتو ایمان به یونس تا مدت معینی از زندگی دنیا بهرهمند شدند. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج ۰۱۹ ص۱۵۲ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.