إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ ٱلْبَلَٰٓؤُا۟ ٱلْمُبِينُ﴿١٠٦﴾
English
Saheeh International
Indeed, this was the clear trial.
Ali Quli Qarai
This was indeed a manifest test.’
فارسی
انصاریان (Ansarian)
به یقین این همان آزمایش روشن بود.
فولادوند (Fooladvand)
راستی که این همان آزمایش آشکار بود!
Nederlands
Fred Leemhuis
Dit was duidelijk een beproeving."
Español
Isa García
Esa fue una dura prueba.
Türkçe
Diyanet İşleri
Doğrusu bu apaçık bir deneme idi.
Deutsch
Bubenheim & Elyas
Das ist wahrlich die deutliche Prüfung.
Français
Muhammad Hamidullah
C'était là certes, l'épreuve manifeste.
Русский
Кулиев (Kuliev)
Это и есть явное испытание (или явная милость).
Bahasa Indonesia
Kementerian Agama
Sesungguhnya ini benar-benar suatu ujian yang nyata.
اردو
علامہ جوادی (Jawadi)
بیشک یہ بڑا کھلا ہوا امتحان ہے
Bahasa Melayu
Abdullah Basmeih
Sesungguhnya perintah ini adalah satu ujian yang nyata;
বাংলা
মুহিউদ্দীন খান (Muhiuddin Khan)
নিশ্চয় এটা এক সুস্পষ্ট পরীক্ষা।
Azərbaycanca
Məmmədəliyev & Bünyadov
Şübhəsiz ki, bu, açıq-aydın bir imtahan idi.
Oʻzbekcha
Muhammad Sodik
Албатта, бу очиқ-ойдин синовнинг айни ўзидир.
Тоҷикӣ
Оятӣ (Ayati)
Ин озмоише ошкор буд.
پښتو
عبدالولي خان (Abdulwali)
بېشكه دا، یقینًا همدغه ښكاره ازمېښت و
سنڌي
تاج محمود امروٽي (Amroti)
بيشڪ اِھا پڌري پرک آھي.
کوردی
تەفسیری ئاسان (Asan)
بهڕاستی ئهمه خۆی تاقیکردنهوهیهکی ئاشکراو ڕوونه.
Hausa
Abubakar Mahmoud Gumi
Lalle wannan ita ce jarrabãwa bayyananna.
Kiswahili
Ali Muhsin Al-Barwani
Hakika haya ni majaribio yaliyo dhaahiri.
Soomaali
Mahmud Muhammad Abduh
Taasina waa imtixaan muuqda (oo weyn).
Shqip
Sherif Ahmeti
Vërtet, kjo ishte sprovë e qartë.
Bosanski
Besim Korkut
to je, zaista, bilo pravo iskušenje!" –
አማርኛ
ሳዲቅ እና ሳኒ (Sadiq & Sani)
ይህ እርሱ በእውነት ግልጽ ፈተና ነው፡፡
Татарча
Yakub ibn Nugman
Аллаһуның изге балаңны корбан итеп чал дигән әмере, әлбәттә, зур һәм авыр сынаудыр.
ئۇيغۇرچە
محمد صالح (Muhammad Saleh)
بۇ ھەقىقەتەن روشەن سىناقتۇر
ދިވެހި
ރައީސުލްޖުމްހޫރިއްޔާގެ އޮފީސް (Official)
ހަމަކަށަވަރުން، މިއީ ފާޅުވެ ބަޔާންވެގެންވާ امتحان ކަން ކަށަވަރެވެ.
മലയാളം
അബ്ദുൽ ഹമീദ് & കുഞ്ഞി മുഹമ്മദ് (Abdul Hameed & Kunhi)
തീര്ച്ചയായും ഇത് സ്പഷ്ടമായ പരീക്ഷണം തന്നെയാണ്.
தமிழ்
ஜான் டிரஸ்ட் (Jan Trust)
"நிச்சயமாக இது தெளிவான ஒரு பெருஞ் சோதனையாகும்."
Tafsīr
قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)also covers 102, 103, 104, 105
ابراهیم در قربانگاه
منظور از فرزند ابراهیم در این آیات, اسماعیل است که به گفتةٌ جمعی از مفسران» در آن وقت سیزده ساله بود. ابراهیم خواب عجیبی میبیند که بیانگر شروع یک آزمایش بزرگ دیگر در مورد این پیامبر عظیمالشان است. در خواب میبیند که از سوی خداوند به او دستور داده شد که فرزند یگانهاش را با دست خود قربانی کند و سر ببرد. او که بارها از کورهٌ داغ امتحان الهی سرافراز بیرون آمده بوده این بار نیز میبایست دل به دریا میزد و سر بر فرمان حق میگذاشت؛ ولی پیش از هر چیز میبایست فرزند را آمادةٌ این کار میکرد. از این رو در این باره از او نظرخواهی کرد. اسماعیل نیز که نسخهای از وجود پدر ایثارگر بود و درس صبر و استقامت و ایمان را در همین عمر کوتاهش در مکتب او فرا گرفته بود, با آغوش باز و از روی طیب خاطر از این فرمان الهی استقبال کرد و پدرش را نیز به آن تشویق کرد. پدر با صراحت مسألة ذبح را با فرزند سیزده ساله مطرح میکند و برای او شخصیت مستقل و آزادی اراده قائل میشود» فرزند هم میخواهد پدر در عزم و تصمیمش راسخ باشد. در این باره» مطالب متفاوتی نقل شده که بعضی از آنها شگفتانگیز است؛ از جمله گفتهاند که فرزند فداکار برای این که پدر را در انجام مأموریت کمک کندء گفت: پدر» ریسمان را محکم ببند تا هنگام اجرای فرمان الهی» دست و پا نزنم؛ میترسم از پاداشم کاسته شود. پدر جان» کارد را تیز کن و با سرعت بر گلویم بگذران تا تحملش بر من -و بر تو - آسانتر باشد. پدرم» پیشتر پیراهنم را از تن بیرون کن که به خون آلوده نشود؛ چرا که بیم دارم مادرم آن را ببیند و عنان صبر از کفاش بیرون رود... در برخی دیگر از روایات میخوانیم: شیطان نزد هاجر - مادر اسماعیل - رفت و گفت: ابراهیم میخواهد فرزندت را سر ببرد. هاجر گفت: برو و سخن محال مکو. او مهربانتر از این است. شیطان به وسوسةٌ خود ادامه داد و گفت: او مدعی است خدا به او دستور داده. هاجر گفت: اگر خدا دستور داده» پس باید اطاعتش کند و راهی جز رضا و تسلیم نیست. شیطان سپس به وسوسهٌ اسماعیل پرداخت؛ اما از آن هم نتیجهای نگرفت. سرانجام سراغ ابراهیم رفت و گفت: ابراهیم؛ خوابی که دیدی» شیطانی است. از شیطان اطاعت مکن. ابراهیم در پرتو نور ایمان و نبوت» او را شناخت و بر او فریاد زد: دور شو ای دشمن خدا. در حدیث دیگری آمده: ابراهیم نخست به مشعرالحرام رفت تا پسر را قربانی کند. شیطان به دنبال او شتافت. او به محل جمره اولی رفت. شیطان به دنبال او رفت. ابراهیم هفت سنگ به او پرتاب کرد. هنگامی که به جمرةٌ دوم رسیده» باز شیطان را مشاهده کرد. هفت سنگ دیگر بر او انداخت تابه جمرةٌ عقبه رسید. هفت سنگ دیگر بر او زد و او را برای همیشه از خود مأیوس کرد. به هر حال» ابراهیم صورت فرزند را بر خاک نهاد و کارد را به حرکت در آورد؛ اما کارد برنده بر گلوی لطیف فرزند کمترین اثری نگذاشت. اینجا بود که به ابراهیم ندا داده شد که به وظیفهات عمل کردی و از این امتحان عظیم سربلند خارج شدی. در بعضی از روایات آمده: هنگامی که این کار انجام گرفت» جبرئیل» از سر اعجاب صدا زد: «الله اکبر..الله اکیر.» اسماعیل گفت: «لا اله الا الثه و الّه اکبر.» ابراهیم ندا داد: «الّه اکبر و له الحمد.» این همان تکبیراتی است که ما روز عید قربان میگوییم. در این هنگام» خداوند قوچ بزرگی را فرستاد تا به جای فرزند ابراهیم(ع) قربانی شود و سنتی برای آیندگان در مراسم حج و سرزمین منی باقی بماند. آری» هنگامی که انسان به حج میرود. در ابتدا با اعمالی معماگونه و در ظاهر بیمعنا مواجه میشود؛ اما اگر با زندگانی ابراهیم(ع) آشنا گردهه تک تک اعمال حج در نظرش معنایی عمیق مییابد. سنگباران جمرات, نمادی از سنگباران شیطان است که به دست ابراهیم(ع) در آن روزگار در آنجا انجام شد و قربانگاه منی» انسان را به یاد امتحان عظیم ابراهیم و دستور ذبح اسماعیل و تسلیم آن دو در برابر خدا میاندازد؛ دیگر اعمال حج نیز هر کدام به شکلی دیگر. اینجاست که انسان معنای «و ترکنا علیه فی الاخرین» (و نام نیک ابراهیم را در میان امتهای بعد باقی نهادیم) را به خوبی درک میکند. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج ۱۹ ص۱۰۹ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.