Surah Al-Anfaal · Ayah 41·Madanī

41

أَنَّمَا مِّن فَأَنَّ وَلِذِى إِن وَمَآ عَلَىٰ عَلَىٰ ﴿٤١﴾

Translation

Saheeh International

And know that anything you obtain of war booty - then indeed, for Allah is one fifth of it and for the Messenger and for [his] near relatives and the orphans, the needy, and the [stranded] traveler, if you have believed in Allah and in that which We sent down to Our Servant on the day of criterion - the day when the two armies met. And Allah, over all things, is competent.

Tafsīr

قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)

خمس

این آیه» تنها آیه‌ای از قرآن است که به موضوع خمس اشاره دارد. توضیح این حکم الهی در تفاسیر و کتاب‌های فقه و احکام به طور مشروح آمده است؛ اما در این مختصر به چند نکتةٌ مهم اشاره می‌گردد: ۱- از روایات فهمیده می‌شود که منظور از «ذی‌القربی» (نزدیکان) در این آّیه» همه خویشاوندان پیامبر(ص) نیست؛ بلکه منظور امامان اهل بیت(ع) هستند. با توجه به این که آنها جانشینان پیامبر و رهبران حکومت اسلامی بوده و هستندء علت دادن این یک سهم از خمس به آنها روشن می‌گردد. به تعبیر دیگر» سهم خداء سهم پیامبراص) و سهم ذی‌القربی هر سه متعلق به رهبر حکومت اسلامی است. او زندگی سادةة خود را از آن اداره می‌کند و بقیه را در مخارج گوناگونی که لازمة رهبری امت است, مصرف خواهد کرد که همان نیازهای جامعه و مردم است. ۲- طبق روایات منظور از یتیمان» مسکینان و واماندگان در راه» تنها یتیمان» مسکینان و واماندگان در راه از بنی‌هاشم و سادات هستند. بر اساس روایات - و حتی معنای لغوی «غنیمت» - منظور از غنیمت در این یه هر گونه فایده‌ای است که از طریق تجارت یا کسب و کار یا جنگ به دست می‌آید و نه فقط غنیمت جنگی. آیا اختصاص نیمی از خمس به بنی‌هاشم تبعیض نیست؟ اولاً نیمی از خمس که مربوط به سادات و بنی‌هاشم استء منحصراً باید به نیازمندان آنان داده شود؛ آن هم به اندازة احتیاجات یک سال و نه بیشتر. بنایر این تنهاء از کار افتاده و بیمار یا کودک یتیم یا کسان دیگری که به علتی از نظر هزین زندگی در بن‌بست قرار دارند» می‌توانند از آن استفاده کنند و کسانی که قادر به کار کردن هستند و می‌توانند درآمدی داشته باشند که زندگی آنها را بگرداند» نمی‌توانند از این قسمت خمس استفاده کنند و جمله‌ای که در میان بعضی از عوام معروف است و می‌گویند «سادات می‌توانند خمس بگیرند؛ هر چند ناودان خانة آنها طلا باشد»» گفتار عوامانه‌ای بیش نیست و هیچ گونه پایه و اساسی ندارد. ثانیاً مستمندان و نیازمندان بنی‌هاشم حق ندارند چیزی از زکات مصرف کنند و به جای آن می‌توانند تنها از همین قسمت خمس استفاده کنند. ثالناً اگر سهم سادات که نیمی از خمس است» بیش از نیاز سادات نیازمند باشد» باید آن را به بیت‌المال ریخت و در مصارف دیگر مصرف کرد؛ همان طور که اگر سهم سادات برای آنها کفایت نکندء باید از بیت‌المال یا سهم زکات به آنها داد. با توجه به این جهات سه‌گانه روشن می‌شود که در حقیقت هیچ‌گونه تفاوتی از نظر مادی میان سادات و غیر سادات گذارده نشده است. نیازمندان غیر سادات می‌توانند مخارج سال خود را از محل زکات بگیرند؛ ولی از خمس محروم‌اند. نیازمندان سادات نیز تنها می‌توانند از محل خمس استفاده کنند و حق استفاده از زکات را ندارند. تنها سوّالی که پیش می‌آید. این است که اگر هیچ‌گونه تفاوتی از نظر نتیجه میان این دو نبوده است» پس این برنامه چه ثمره‌ای دارد. در پاسخ گفته‌اند که میان خمس و زکات این تفاوت مهم وجود دارد که زکات از مالیات‌هایی است که از اموال عمومی جامعة اسلامی محسوب می‌شود و به همین خاطر مصارف آن عموماً در همین قسمت است؛ ولی خمس از مالیات‌هایی است که مربوط به حکومت اسلامی است؛ یعنی مخارج دستگاه حکومت اسلامی و گردانندگان از آن تأمین می‌شود. بنابر این» محروم بودن سادات از دست‌یابی به اموال عمومی (زکات) برای دور نگه‌داشتن خویشاوندان پیامبر(ص) از این قسمت است تا بهانه‌ای به دست مخالفان نیفتد که پیامبر(ص) خویشان خود را بر اموال عمومی مسلط کرده است؛ ولی از سوی دیگرء نیازمندان سادات نیز باید از طریق دیگر تأمین شوند. این موضوع در قوانین اسلام چنین پیش‌بینی شده که آنها از بودجةٌ حکومت اسلامی بهره‌مند گردند و نه از بودجة عمومی. در حقیقت» خمس نه تنها یک امتیاز برای سادات نیست» بلکه نوعی چاره‌جویی به خاطر مصلحت عموم و به خاطر سوء ظن پیدا نکردن مردم به آنهاست. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج۷» ص ۱۷۴ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.