Surah Ibrahim · Ayah 7·Makkī

7

وَإِذْ لَئِن وَلَئِن إِنَّ ﴿٧﴾

Translation

Saheeh International

And [remember] when your Lord proclaimed, 'If you are grateful, I will surely increase you [in favor]; but if you deny, indeed, My punishment is severe.' "

Tafsīr

قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)

حقیقت کر

بدون شک خداوند در برابر نعمت‌هایی که به ما می‌بخشد. نیازی به شکر ما ندارده و اگر به شکرگزاری دستور داده» برای باز افزایی آن نعمت‌هاست. مهم این است که ببینیم حقیقت شکر چیست تا روشن شود که رابطةٌ آن با افزونی نعمت چیست و چگونه می‌تواند خود یک عامل تربیتی باشد. حقیقت شکرء تنها تشکر زبانی مانند گفتن «الحمد لّه» و مانند آن نیست بلکه شکر دارای سه مرحله است: نخست آن که به دقت بیندیشیم که بخشندةٌ نعمت کیست و به او توجه کنیم. دومین مرحله, شکر زبانی است. مرحلة سوم که از همه مهم‌تر است» شکر عملی است؛ یعنی این که درست بیندیشیم که هر نعمتی برای چه هدفی به ما داده شده است و آن را در مورد خودش به کار گیریم که اگر چنین نکنیم» کفران نعمت کرده‌ایم. آری» اگر نعمت چشم را در راه دیدن نشانه‌های الهی» نعمت گوش را در راه شنیدن یات خداء نعمت عقل را در راه شناخت آفریدگار هستی و به طور کلی هر نعمتی را در مسیر خود مصرف کردیم» خداوند را شکر کرده‌ایم؛ اما اگر همین نعمت‌ها وسیله‌ای برای طغیان و خودپرستی و غرور و غفلت و بیگانگی از خدا شدء مسلّماً کفران نعمت کرده‌ایم؛ اگر چه همواره با زبان» خدا را شکر کنیم. امام صادق(ع) می‌فرماید: «کمترین شکر این است که نعمت را از خدا بدانی؛ بدون آن‌که خدا را فراموش کنی و دلت به کلی به آن نعمت مشغول گردد. و به آنچه خدا به تو اعطا کرده, راضی باشی و آن را وسیلةٌ نافرمانی او قرار ندهی و با امر و نهی او با استفاده از نعمت‌هایش مخالفت نکنضی.» از اینجا روشن می‌شود که شیوةٌ شکر کردن برای قدرت و علم و نیروی فکر و اندیشه و نفوذ اجتماعی و مال و ثروت و سلامت و تندرستی کدام است و کفران آن چگونه است. در روایتی از امام صادق(ع) می‌خوانیم: «شکر نعمت. پرهیز از گناهان است.» همچنین از اینجا رابطةٌ میان شکر و فزونی نعمت روشن می‌شود. هرگاه انسان‌ها نعمت‌های خدا را درست در همان هدف‌های واقعی نعمت صرف کنندء در عمل ثابت می‌کنند که لیاقت آن نعمت‌ها را دارند و این لیاقت و شایستگی سبب فیض بیشتر و موهبت افزون‌تر می‌گردد. در برابر این گروه؛ افراد نالایق و ناشایستی هستند که حتی نعمتی که در اختیار دارندء برای آنان اضافی است؛ تا چه رسد به فزونی