فَـَٔامَنُوا۟ فَمَتَّعْنَٰهُمْ إِلَىٰ حِينٍ﴿١٤٨﴾
English
Saheeh International
And they believed, so We gave them enjoyment [of life] for a time.
Ali Quli Qarai
and they believed [in him]. So We provided for them for a while.
فارسی
انصاریان (Ansarian)
پس ایمان آوردند در نتیجه آنان را تا پایان عمرشان [از نعمت ها و مواهب خود] بهره مند کردیم.
فولادوند (Fooladvand)
پس ایمان آوردند و تا چندی برخوردارشان کردیم.
Nederlands
Fred Leemhuis
die toen geloofden. Hen lieten Wij toen nog een tijd genieten.
Español
Isa García
y todos creyeron, y los dejé disfrutar hasta que la muerte les llegó.
Türkçe
Diyanet İşleri
Sonunda ona inandılar, bunun üzerine Biz de onları bir süreye kadar geçindirdik.
Deutsch
Bubenheim & Elyas
Da glaubten sie, und so gewährten Wir ihnen Nießbrauch auf Zeit.
Français
Muhammad Hamidullah
Ils crurent, et nous leur donnâmes jouissance de la vie pour un temps.
Русский
Кулиев (Kuliev)
Они уверовали, и Мы позволили им пользоваться благами до определенного времени.
Bahasa Indonesia
Kementerian Agama
Lalu mereka beriman, karena itu Kami anugerahkan kenikmatan hidup kepada mereka hingga waktu yang tertentu.
اردو
علامہ جوادی (Jawadi)
تو وہ لوگ ایمان لے آئے اور ہم نے بھی ایک مدّت تک انہیں آرام بھی دیا
Bahasa Melayu
Abdullah Basmeih
(Setelah berlaku apa yang berlaku) maka mereka pun beriman, lalu Kami biarkan mereka menikmati kesenangan hidup hingga ke suatu masa (yang ditetapkan bagi masing-masing).
বাংলা
মুহিউদ্দীন খান (Muhiuddin Khan)
তারা বিশ্বাস স্থাপন করল অতঃপর আমি তাদেরকে নির্ধারিত সময় পর্যন্ত জীবনোপভোগ করতে দিলাম।
Azərbaycanca
Məmmədəliyev & Bünyadov
Nəhayət, onlar ona (Yunisə) iman gətirdilər və Biz də onlara müəyyən vaxtadək (ömürlərinin axırına kimi) gün-güzəran verdik.
Oʻzbekcha
Muhammad Sodik
Бас, иймон келтирдилар. Кейин Биз уларни маълум муддат баҳраманд қилдик.
Тоҷикӣ
Оятӣ (Ayati)
Онҳо имон оварданд ва то зинда буданд, бархурдорияшон додем.
پښتو
عبدالولي خان (Abdulwali)
نو دوى ایمان راوړ، نو مونږ دوى ته تر یو وخته پورې نفع وركړه
سنڌي
تاج محمود امروٽي (Amroti)
پوءِ انھن ايمان آندو پوءِ ھڪ وقت تائين کين فائدو ڏنوسون.
کوردی
تەفسیری ئاسان (Asan)
ئهوسا ههموویان ئیمان و باوهڕیان هێنا، ئێمهش ژیانێکی خۆشمان بۆ فهراههم هێنان تا کاتێکی دیاریکراو.
Hausa
Abubakar Mahmoud Gumi
Sai suka yi ĩmãni sabõda haka Muka jiyar da su dãdi har wani lõkaci.
Kiswahili
Ali Muhsin Al-Barwani
Basi wakaamini, na tukawastarehesha kwa muda.
Soomaali
Mahmud Muhammad Abduh
Wayna rumeeyeen, waxaana uraaxaynay (sugnay) tan iyo mudo.
Shqip
Sherif Ahmeti
E ata i besuan, e Ne ua vazhduam atyre të përjetojnë për deri në një kohë.
Bosanski
Besim Korkut
i oni povjerovaše, i njima dadosmo da do roka određenog požive.
አማርኛ
ሳዲቅ እና ሳኒ (Sadiq & Sani)
አመኑም፡፡ እስከ ጊዜ ድረስም አጣቀምናቸው፡፡
Татарча
Yakub ibn Nugman
Һәм бу юлы һәммәсе иман китерделәр, вә Без дә аларны билгеләнгән әҗәлләренә чаклы малларыннан файдаландырдык, тыныч яшәттек.
ئۇيغۇرچە
محمد صالح (Muhammad Saleh)
(ئۇلار ۋەدە قىلىنغان ئازابنى كۆرگەن چاغدا) ئىمان ئېيتتى. مۇئەييەن مۇددەتكىچە (يەنى ئەجىلى يەتكەنگە قەدەر) ئۇلارنى (ھاياتتىن) بەھرىمەن قىلدۇق
ދިވެހި
ރައީސުލްޖުމްހޫރިއްޔާގެ އޮފީސް (Official)
ފަހެ، އެއުރެން (އެކަލޭގެފާނަށް) إيمان ވޫއެވެ. ދެން އެއުރެންގެ أجل ޖެހިއްޖައުމަށް ދާނދެން އެއުރެން އަރާމުގައި އުޅުމަށް ލެހެއްޓެވީމެވެ.
മലയാളം
അബ്ദുൽ ഹമീദ് & കുഞ്ഞി മുഹമ്മദ് (Abdul Hameed & Kunhi)
അങ്ങനെ അവര് വിശ്വസിക്കുകയും തല്ഫലമായി കുറെ കാലത്തേക്ക് അവര്ക്ക് നാം സുഖജീവിതം നല്കുകയും ചെയ്തു.
தமிழ்
ஜான் டிரஸ்ட் (Jan Trust)
ஆகவே அவர்கள் ஈமான் கொண்டார்கள். ஆகையால் அவர்களை ஒரு காலம்வரை சுகிக்; கச்செய்தோம்.
Tafsīr
قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)also covers 139, 140, 141, 142, 143, 144, 145, 146, 147
یونس در بوتة آزمون
یونس» همانند سایر پیامبران» دعوت خود را از توحید و مبارزه با بتپرستی شروع کرد و سپس با مفاسدی که در محیط او رایج بودء به مبارزه پرداخت. یونس همچنان از روی دلسوزی و خیرخواهی» مانند پدری مهربان آن قوم گمراه را اندرز میداد؛ ولی در برابر منطق حکیمانة خود جز مغالطه و سفسطه از دشمنان نمیشنید. تنها گروه اندکی که شاید شمارشان از دو نفر تجاوز نکرد (عاید و عالمی) به او ایمان آوردند. یونس آنقدر تبلیغ کرد که تقریباً از آنها مأیوس شد و به پیشنهاد مرد عابد و با ملاحظة اوضاع و احوال قوم تصمیم گرفت به آنها نفرین کند. این برنامه تحقق یافت و یونس به آنها نفرین کرد. به او وحی شد که در فلان زمان» عذاب الهی نازل میشود. هنگامی که موعد عذاب نزدیک شدء یونس - در حالی که خشمگین بود - همراه مرد عابد از میان آنها بیرون رفت تا به ساحل دریا رسید. در آنجا یک کشتی پر از مسافر و بار را مشاهده کرد و از آنها خواست که او را نیز همراه خود ببرند. این همان است که قرآن در آَیةٌ ۱۴۰ به آن اشاره کرده و رفتن او به سوی کشتی را به فرار تعبیر کرده است. بدون شک» یونس(ع) پیامبری معصوم بود و هرگز مرتکب گناهی نشد؛ ولی بهتر این بود که باز هم تحمل به خرج میداد و تا آخرین لحظات پیش از نزول عذاب» در میان قوم خود میماند. درست است که طبق بعضی از روایات» چهل سال تبلیغ کرد؛ ولی باز بهتر بود که چند روز یا چند ساعت هم بر آن میافزود. چون چنین نکردء به بندة فراری تشبیه شد. پس از آنکه یونس بر کشتی سوار شدء ماهی عظیمی سر راه را بر کشتی گرفت و دهان باز کرد؛ گویی غذایی میطلبد. سرنشینان کشتی گفتند: به نظر میرسد گناهکاری در میان ماست که باید طعمةٌ این ماهی شود و چارهای جز استفاده از قرعه نیست. در اینجا قرعه افکندند و قرعه به نام یونس(ع) افتاد. ناچار یونس را گرفتند و در دهان ماهی عظیم پرتاب کردند؛ اما خداوند به آن حیوان فرمان داد که کمترین آزاری به بندهاش یونس نرساند. او میبایست دوران زندان بیسابقهای را طی میکرد تا متوجه ترک اولای خود شود و در مقام جبران برآید. قرآن میگوید که اگر او از تسبیحکنندگان نبودء تا روز قیامت در شکم ماهی میماند و آن زندان موقت به یک زندان دائم و چه بسا گورستان او تبدیل میشد؛ اما او متوجه ماجرا شد و با تمام وجودش رو به درگاه خدا برد و از ترک اولای خویش در درگاه خدا استغفار کرد. آیةٌ ۸۷ سورة انبیاء میفرماید: «او در میان ظلمتهای متراکم فریاد زد که معبودی جز تو نیست. منزهی تو. من از ستمکاران بودم.» این اعتراف صادقانه و این تسبیح توأم با پشیمانی» کار خود را کرد؛ چنان که در یه ۸۸ سورةٌ انبیاء میخوانیم: «ما دعای او را اجابت کردیم و از غم و اندوه نجاتش دادیم و اینگونه موْمنان را نجات میدهیم.» ماهی عظیم در کنار ساحل خشک و بیگیاه» به فرمان خدا لقمهای را که از سر او زیاد بوده بیرون افکند؛ اما پیداست که آن زندان عجیب» سلامت جسم یونس را بر هم زده و او را بیمار و ناتوان کرده بود. گفتهاند که او همچون جوجةٌ نوزادی ضعیف و بیبال و پر از شکم ماهی بیرون آمد؛ به طوری که توان حرکت نداشت. پس خداوند به لطفش بوتةٌ کدویی برای او رویاند تا برگهای بزرگ آن بر اندام ضعیف و رنجورش سایبانی باشد و او را از حرارت آفتاب حفظ کند. یونس بعد از این ماجرا به سراغ قومش بازگشت تا ببیند عذاب بر سر آنها چه آورده است. هنگامی که به آنجا رسیدء در تعجب فرو رفت که چگونه آنها در روز هجرتش همه بتپرست بودند؛ ولی اکنون همه موحد و خداپرست شدهاند. ماجرا از این قرار است که پس از نفرین یونس» آنها تکانی خوردند و به فکر چارهای افتادند و به راهنمایی آن عالم موّمن» در مقام توبه بر آمدند. پس جمعی به سوی بیابان حرکت کردند و بین زنان و فرزندان و حیوانات و بچههای آنها جدایی افکندنده سپس گریه سر دادند و صدای نالةٌ خود را بلند کردند و از خدا بخشش خواستند. در این هنگامء پردةٌ عذاب کنار رفشت و حادثه بر کوهها ریخت و جمعیت موّمن توبهکار نجات یافتند و در پرتو ایمان به یونس تا مدت معینی از زندگی دنیا بهرهمند شدند. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج ۰۱۹ ص۱۵۲ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.