وَأَنۢبَتْنَا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِّن يَقْطِينٍ﴿١٤٦﴾
English
Saheeh International
And We caused to grow over him a gourd vine.
Ali Quli Qarai
So We made a gourd plant grow above him.
فارسی
انصاریان (Ansarian)
و بر او گیاهی از نوعی کدو رویاندیم،
فولادوند (Fooladvand)
و بر بالای [سرِ] او درختی از [نوع] کدوبُن رویانیدیم.
Nederlands
Fred Leemhuis
En Wij lieten boven hem een pompoenplant groeien.
Español
Isa García
que ordené crecer una planta de calabaza para que lo cubriera.
Türkçe
Diyanet İşleri
Onun için, geniş yapraklı bir bitki yetiştirdik.
Deutsch
Bubenheim & Elyas
Und Wir ließen eine Kürbisstaude über ihm wachsen.
Français
Muhammad Hamidullah
Et Nous fîmes pousser au-dessus de lui un plant de courge,
Русский
Кулиев (Kuliev)
Мы взрастили над ним (или возле него) тыкву.
Bahasa Indonesia
Kementerian Agama
Dan Kami tumbuhkan untuk dia sebatang pohon dari jenis labu.
اردو
علامہ جوادی (Jawadi)
اور ان پر ایک کدو کا درخت اُگادیا
Bahasa Melayu
Abdullah Basmeih
Dan Kami tumbuhkan (untuk melindunginya) sebatang pokok yang berdaun lebar.
বাংলা
মুহিউদ্দীন খান (Muhiuddin Khan)
আমি তাঁর উপর এক লতাবিশিষ্ট বৃক্ষ উদগত করলাম।
Azərbaycanca
Məmmədəliyev & Bünyadov
Və (başı) üstündə (ona kölgə salmaq üçün) iri yarpaqlı bir ağac (yaxud qabaq tağı) bitirdik.
Oʻzbekcha
Muhammad Sodik
Ва унинг устига қовоқ дарахтини ўстириб қўйдик.
Тоҷикӣ
Оятӣ (Ayati)
Ва бар болои сараш бӯтаи кадуе рӯёнидем.
پښتو
عبدالولي خان (Abdulwali)
او مونږ په ده باندې یو ځېلۍ داره ونه را زرغونه كړه
سنڌي
تاج محمود امروٽي (Amroti)
۽ مٿس وڻ ڪدوءَ (جي قِسم) مان ڄمايوسون.
کوردی
تەفسیری ئاسان (Asan)
ئینجا ڕووهکی کولهکهی گهورهمان بۆ پێگهیاندن (که گهڵاکانی پان و گهورهیه و مێش و مهگهنزێکی ناکهون).
Hausa
Abubakar Mahmoud Gumi
Kuma Muka tsirar da wata itãciya ta kankana a kusa da shi.
Kiswahili
Ali Muhsin Al-Barwani
Na tukauotesha juu yake mmea wa kabila ya mung'unye.
Soomaali
Mahmud Muhammad Abduh
Waxaana ka soo bixinay korkiisa Geedka yaqdhiinka ah (hadhayn darteed).
Shqip
Sherif Ahmeti
Dhe Ne bëmë që për të të mbijë një bimë (t’i bëjë hije) nga kungulli.
Bosanski
Besim Korkut
i učinismo da iznad njega izraste vriježa jedne tikve,
አማርኛ
ሳዲቅ እና ሳኒ (Sadiq & Sani)
በእርሱም ላይ (በአጠገቡ) ከቅል የሆነችን ዛፍ አበቀልን፡፡
Татарча
Yakub ibn Nugman
Вә аның янында киң яфраклы агач үстердек, ул агач аңа кояштан күләгә булды һәм ул агач янына чебен, черки, кигәвен кебиләр килмәделәр, чөнки аның тәне җәрәхәтләнгән иде. Ул шул урында берничә көн торып Аллаһның рәхмәте белән бик тиз сәламәтләнде.
ئۇيغۇرچە
محمد صالح (Muhammad Saleh)
ئۇنىڭ ئۈستىگە (سايە تاشلاپ تۇرۇش ئۈچۈن) بىر تۈپ كاۋىنى ئۆستۈرۈپ بەردۇق
ދިވެހި
ރައީސުލްޖުމްހޫރިއްޔާގެ އޮފީސް (Official)
އަދި ތިމަންރަސްކަލާނގެ އެކަލޭގެފާނަށްޓަކައި، ބަރަބޯ ގަހެއް އެތަނުން ފެޅުއްވީމެވެ.
മലയാളം
അബ്ദുൽ ഹമീദ് & കുഞ്ഞി മുഹമ്മദ് (Abdul Hameed & Kunhi)
അദ്ദേഹത്തിന്റെ മേല് നാം യഖ്ത്വീന് വൃക്ഷം മുളപ്പിക്കുകയും ചെയ്തു.
தமிழ்
ஜான் டிரஸ்ட் (Jan Trust)
அன்றியும் நாம் அவருக்கு மேல் ஒரு சுரைக்கொடியை முளைப்பித்(து நிழலிடுமாறு செய்)தோம்.
Tafsīr
قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)also covers 139, 140, 141, 142, 143, 144, 145, 147, 148
یونس در بوتة آزمون
یونس» همانند سایر پیامبران» دعوت خود را از توحید و مبارزه با بتپرستی شروع کرد و سپس با مفاسدی که در محیط او رایج بودء به مبارزه پرداخت. یونس همچنان از روی دلسوزی و خیرخواهی» مانند پدری مهربان آن قوم گمراه را اندرز میداد؛ ولی در برابر منطق حکیمانة خود جز مغالطه و سفسطه از دشمنان نمیشنید. تنها گروه اندکی که شاید شمارشان از دو نفر تجاوز نکرد (عاید و عالمی) به او ایمان آوردند. یونس آنقدر تبلیغ کرد که تقریباً از آنها مأیوس شد و به پیشنهاد مرد عابد و با ملاحظة اوضاع و احوال قوم تصمیم گرفت به آنها نفرین کند. این برنامه تحقق یافت و یونس به آنها نفرین کرد. به او وحی شد که در فلان زمان» عذاب الهی نازل میشود. هنگامی که موعد عذاب نزدیک شدء یونس - در حالی که خشمگین بود - همراه مرد عابد از میان آنها بیرون رفت تا به ساحل دریا رسید. در آنجا یک کشتی پر از مسافر و بار را مشاهده کرد و از آنها خواست که او را نیز همراه خود ببرند. این همان است که قرآن در آَیةٌ ۱۴۰ به آن اشاره کرده و رفتن او به سوی کشتی را به فرار تعبیر کرده است. بدون شک» یونس(ع) پیامبری معصوم بود و هرگز مرتکب گناهی نشد؛ ولی بهتر این بود که باز هم تحمل به خرج میداد و تا آخرین لحظات پیش از نزول عذاب» در میان قوم خود میماند. درست است که طبق بعضی از روایات» چهل سال تبلیغ کرد؛ ولی باز بهتر بود که چند روز یا چند ساعت هم بر آن میافزود. چون چنین نکردء به بندة فراری تشبیه شد. پس از آنکه یونس بر کشتی سوار شدء ماهی عظیمی سر راه را بر کشتی گرفت و دهان باز کرد؛ گویی غذایی میطلبد. سرنشینان کشتی گفتند: به نظر میرسد گناهکاری در میان ماست که باید طعمةٌ این ماهی شود و چارهای جز استفاده از قرعه نیست. در اینجا قرعه افکندند و قرعه به نام یونس(ع) افتاد. ناچار یونس را گرفتند و در دهان ماهی عظیم پرتاب کردند؛ اما خداوند به آن حیوان فرمان داد که کمترین آزاری به بندهاش یونس نرساند. او میبایست دوران زندان بیسابقهای را طی میکرد تا متوجه ترک اولای خود شود و در مقام جبران برآید. قرآن میگوید که اگر او از تسبیحکنندگان نبودء تا روز قیامت در شکم ماهی میماند و آن زندان موقت به یک زندان دائم و چه بسا گورستان او تبدیل میشد؛ اما او متوجه ماجرا شد و با تمام وجودش رو به درگاه خدا برد و از ترک اولای خویش در درگاه خدا استغفار کرد. آیةٌ ۸۷ سورة انبیاء میفرماید: «او در میان ظلمتهای متراکم فریاد زد که معبودی جز تو نیست. منزهی تو. من از ستمکاران بودم.» این اعتراف صادقانه و این تسبیح توأم با پشیمانی» کار خود را کرد؛ چنان که در یه ۸۸ سورةٌ انبیاء میخوانیم: «ما دعای او را اجابت کردیم و از غم و اندوه نجاتش دادیم و اینگونه موْمنان را نجات میدهیم.» ماهی عظیم در کنار ساحل خشک و بیگیاه» به فرمان خدا لقمهای را که از سر او زیاد بوده بیرون افکند؛ اما پیداست که آن زندان عجیب» سلامت جسم یونس را بر هم زده و او را بیمار و ناتوان کرده بود. گفتهاند که او همچون جوجةٌ نوزادی ضعیف و بیبال و پر از شکم ماهی بیرون آمد؛ به طوری که توان حرکت نداشت. پس خداوند به لطفش بوتةٌ کدویی برای او رویاند تا برگهای بزرگ آن بر اندام ضعیف و رنجورش سایبانی باشد و او را از حرارت آفتاب حفظ کند. یونس بعد از این ماجرا به سراغ قومش بازگشت تا ببیند عذاب بر سر آنها چه آورده است. هنگامی که به آنجا رسیدء در تعجب فرو رفت که چگونه آنها در روز هجرتش همه بتپرست بودند؛ ولی اکنون همه موحد و خداپرست شدهاند. ماجرا از این قرار است که پس از نفرین یونس» آنها تکانی خوردند و به فکر چارهای افتادند و به راهنمایی آن عالم موّمن» در مقام توبه بر آمدند. پس جمعی به سوی بیابان حرکت کردند و بین زنان و فرزندان و حیوانات و بچههای آنها جدایی افکندنده سپس گریه سر دادند و صدای نالةٌ خود را بلند کردند و از خدا بخشش خواستند. در این هنگامء پردةٌ عذاب کنار رفشت و حادثه بر کوهها ریخت و جمعیت موّمن توبهکار نجات یافتند و در پرتو ایمان به یونس تا مدت معینی از زندگی دنیا بهرهمند شدند. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- نمونه ج ۰۱۹ ص۱۵۲ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh.