وَمَا جَعَلْنَٰهُمْ جَسَدًا لَّا يَأْكُلُونَ ٱلطَّعَامَ وَمَا كَانُوا۟ خَٰلِدِينَ﴿٨﴾
English
Saheeh International
And We did not make the prophets forms not eating food, nor were they immortal [on earth].
Ali Quli Qarai
We did not make them bodies that did not eat food, nor were they immortal.
فارسی
انصاریان (Ansarian)
و آنان را جسدهایی که غذا نخورند قرار ندادیم، و جاویدان هم نبودند [که از دنیا نروند.]
فولادوند (Fooladvand)
و ایشان را جسدی که غذا نخورند قرار ندادیم و جاویدان [هم] نبودند.
Nederlands
Fred Leemhuis
En Wij hebben hen niet als lichamen gemaakt die geen voedsel eten en zij bleven ook niet altijd bestaan.
Español
Isa García
No les di [a los Mensajeros] cuerpos que no necesitaran comer, tampoco eran inmortales.
Türkçe
Diyanet İşleri
Biz onları yemek yemez birer ceset kılmadık ve onlar ölümsüz de değillerdi.
Deutsch
Bubenheim & Elyas
Wir machten sie nicht zu Körpern, die keine Speise essen, und sie waren nicht unsterblich.
Français
Muhammad Hamidullah
Et Nous n'en n'avons pas fait des corps qui ne consommaient pas de nourriture. Et ils n'étaient pas éternels.
Русский
Кулиев (Kuliev)
Мы не сотворили их (посланников) телами, которые не потребляют пищу, и они не были бессмертными.
Bahasa Indonesia
Kementerian Agama
Dan tidaklah Kami jadikan mereka tubuh-tubuh yang tiada memakan makanan, dan tidak (pula) mereka itu orang-orang yang kekal.
اردو
علامہ جوادی (Jawadi)
اور ہم نے ان لوگوں کے لئے بھی کوئی ایسا جسم نہیں بنایا تھا جو کھانا نہ کھاتا ہو اور وہ بھی ہمیشہ رہنے والے نہیں تھے
Bahasa Melayu
Abdullah Basmeih
Dan Kami tidak menjadikan Rasul-rasul itu bertubuh badan yang tidak makan minum, dan mereka pula tidak akan kekal hidup selama-lamanya (di dunia).
বাংলা
মুহিউদ্দীন খান (Muhiuddin Khan)
আমি তাদেরকে এমন দেহ বিশিষ্ট করিনি যে, তারা খাদ্য ভক্ষণ করত না এবং তারা চিরস্থায়ীও ছিল না।
Azərbaycanca
Məmmədəliyev & Bünyadov
Biz onları (peyğəmbərləri) yeməz-içməz (yemək yeməz) bir bədən yaratmadıq. Onlar (dünyada) əbədi də deyillər.
Oʻzbekcha
Muhammad Sodik
Биз уларни таом емайдиган жасад қилганимиз йўқ. Улар абадий қолгувчи ҳам бўлган эмаслар.
Тоҷикӣ
Оятӣ (Ayati)
Онҳоро ҷасадҳое накардем, ки ба таъом мӯҳтоҷ набошанд ва умри ҷовидон ҳам надоштанд.
پښتو
عبدالولي خان (Abdulwali)
او مونږ هغه (رسولان داسې) جسدونه نه ووګرځولي چې طعام به نه خوري او هغوى تل ژوندي پاتې كېدونكي نه وو
سنڌي
تاج محمود امروٽي (Amroti)
۽ اُنھن (پيغمبرن) جو جُسو اھڙو نه بڻايوسون جو طعام نه کائين ۽ نه سدائين رھڻ وارا ھوا.
کوردی
تەفسیری ئاسان (Asan)
ئێمه وه نهبێت ئهو پێغهمبهرانهمان له پهیکهر و لاشهیهک دروست کردبێت که خواردن نهخۆن و ژیانی ههمیشهییشمان پێ نهبهخشیوون.
Hausa
Abubakar Mahmoud Gumi
Kuma ba Mu sanya su jiki, bã su cin abin ci ba, kuma ba su kasance madawwama ba.
Kiswahili
Ali Muhsin Al-Barwani
Wala hatukuwafanya miili isiyo kula chakula, wala hawakuwa wenye kuishi milele.
Soomaali
Mahmud Muhammad Abduh
Kamaanaan Dhigin (Nabiyada) Jasad (Muqaal) oon Cunayn Cunno mana ahayn kuwo Waara.
Shqip
Sherif Ahmeti
Ne nuk i bëmë ata (pejgamberët) trupa që nuk hanë ushqim e as nuk ishin të përjetshëm (të pavdekshëm).
Bosanski
Besim Korkut
Mi ih nismo stvarali kao bića koja žive bez hrane, ni oni nisu besmrtni bili.
አማርኛ
ሳዲቅ እና ሳኒ (Sadiq & Sani)
ምግብን የማይበሉ አካልም አላደረግናቸውም፡፡ ዘውታሪዎችም አልነበሩም፡፡
Татарча
Yakub ibn Nugman
Әүвәлге пәйгамбәрләрне дә ашамый торган тәнле кылмадык һәм дөньяда мәңге кала торган да булмадылар.
ئۇيغۇرچە
محمد صالح (Muhammad Saleh)
پەيغەمبەرلەرنى تاماق يېمەيدىغان جەسەت قىلغىنىمىز يوق (يەنى ئۇلار بارلىق كىشىلەرگە ئوخشاش يەيدۇ، ئىچىدۇ) ھەمدە ئۇلار (دۇنيادا ئۆلمەي) مەڭگۈ قالىدىغان بولغىنى يوق (يەنى ئۇلارمۇ بارلىق كىشىلەرگە ئوخشاش ۋاپات بولىدۇ)
ދިވެހި
ރައީސުލްޖުމްހޫރިއްޔާގެ އޮފީސް (Official)
އަދި ކާނާކައިނޫޅޭ ހަށިތަކެއް ކަމުގައި، ތިމަންރަސްކަލާނގެ އެ رسول ން ނުލައްވަމެވެ. އަދި އަބަދަށް ދެމިތިބޭ ބަޔަކު ކަމުގައިވެސް އެބޭކަލުން ނުވެތެވެ.
മലയാളം
അബ്ദുൽ ഹമീദ് & കുഞ്ഞി മുഹമ്മദ് (Abdul Hameed & Kunhi)
അവരെ (പ്രവാചകന്മാരെ) നാം ഭക്ഷണം കഴിക്കാത്ത ശരീരങ്ങളാക്കിയിട്ടില്ല. അവര് നിത്യജീവികളായിരുന്നതുമില്ല.
தமிழ்
ஜான் டிரஸ்ட் (Jan Trust)
அன்றியும் நாம் அவர்களுக்கு உணவு அருந்தாத உடலை அமைக்கவில்லை மேலும், (பூமியில்) நிரந்தரமானவர்களாகவும் அவர்களிருக்கவில்லை.
Tafsīr
قرآن حکیم (شرح آیات منتخب)also covers 3, 4, 5, 6, 7, 9, 10
برخی از ایرادهای مشرکان به نبوت
در این آیات به بعضی از ایرادها و پهانهجوییهای مشرکان لجوج از نبوت پیامبر و قران اشاره شده است. ایراد یکم این که می کَفتند (ایة ٣): پیامبر بشری مانند خود شماست و در هیچ چیز از اسباب و لوازم بشر بودن از شما جدا نیست. پس اگر ادعایش مبنی بر ارتباط با غیب درست باشد.ء شما هم باید از غیب مطلع باشید و چون نیستید» پس او هم دروغ میگوید و کتابی را که مشابه معجزه و دلیل نبوت خود معرفی کرده» معجزه نیست؛ بلکه جادویی است که شما از آوردن آن عاجزید. خداوند در پاسخ به این ایراده دو مطلب را مطرح میفرماید (أیةُ ۷): یکم این که پیامبران گذشته نیز همگی بشر بودند و این که پیامبر اسلام ادعای نبوت کرده» ادعای تازهای نیست. دوم این که نبوت چیزی نیست که با انسان بودن نسازد. فرق پیامبر و غیر پیامبر» وحی است که امکان دارد خداوند آن را به کسی عنایت کند و به دیگری نکنده و اگر خدا بر کسی وحی فرستادء لازم نیست بر همگان بفرستد؛ یا اگر به کسی وحی نفرستاده لازم نیست از دیگری دریغ کند؛ بلکه وحی رابطةٌ مخصوصی بین انسان و خداست که به حکمت الهی برخی دارای آن هستند و بعضی دیگر نه. در پایان آیه تأکید شده که اگر مطالب ذکرشده - مبنی بر انسان بودن پیامبران گذشته و منافات نداشتن وحی و انسان بودن - را میدانید که هیچء و اگر نمیدانید از اهل کتاب که در آن زمان مورد تأیید و احترام مشرکان بودند» بپرسید. ایراد دوم مشرکان» تهمتهای ناروا به پیامبر و کتاب او بود که درجه به درجه شدیدتر میشد (آیةٌ ۵). در ابتدا گفتند که سخنان پیامبر (قرآن)» خوابهای پریشانی است که او دیده و وحی الهی پنداشته است؛ پس این سخنان» از سحر هم بیارزشتر است. سپس درجةٌ تهمت را شدیدتر کرد گفتند: اینها خوابهای آشفته نیست که غیر عمدی دیده باشد؛ بلکه او به دروغ و از روی فکر و عمد آن رابه خدا بسته. سپس شدیدترش کرده» گفتند: اصلاً او شاعر است و شعر میگوید. این از آن جهت شدیدتر است که دروغگو فکر میکند چه بگوید؛ اما شاعر بدون هیچ تدبری» آنچه به نظرش میرسدء میگوید و هر تعبیری را که از نظر فن شاعری خوشایندش آیدء به کار میبرد. چه بسا ضروریات را هم انکار کند یا به طور علنی بر باطلی اصرار ورزد و چه بسا مطلب راستی را دروغ یا دروغی را راست شمارد. سپس مشرکان از این سخنانشان نتیجه گرفتند که قرآآن معجزه نیست و اگر پیامبر راست میگوید» باید مانند پیامبران گذشته معجزه بیاورد؛ معجزهای مثل عصای موسی یا ناقةٌ صالح. خداوند این ادعای مشرکان را که اگر پیامبر(ص) معجرهای مانند معجزات پیامبران قبلی بیاورد» ایمان میآورند تکذیب و رد کرده» میفرماید: گذشتگان اینها نیز از پیامبرانشان تقاضای معجزات عجیب و غریب میکردند؛ اما هنگامی که پیامبران معجزههای پیشنهادی آنها را میآوردند. باز هم ایمان نمیآوردند و به همین جهت, مستحق عذاب الهی میشدند. اینها هم مانند آنها هستند و دروغ میگویند. سپس (أیةٌ ۱۰) در یک جملةٌ کوتاه و پرمعنی به اکثر ایرادهای مشرکان بدین صورت پاسخ میدهد که هرکس یات قرآن را که مایة تذکر و بیداری دل و حرکت اندیشه و پاکی جامعه است» بررسی کندء به خوبی میفهمد که آن یک معجزة روشن و جاویدان است و با این که آثار اعجاز از جهات گوناگون این کتاب نمایان است» انکار آن و درخواست معجزات دیگرء نشاندهندة غرضورزی و نابخردی است. > **پانوشت صفحه (منابع):** > ۱- المیزان» ۰۱۴ ص ۲۴۴ ۲ نمونه, چ۱۳ ص ۳۵۳ ۳ المیزان» ۰۱۴ ص ۲۵۱ > ۴ نمونه, چ۱۳, ص ۳۶۳ > ۲- نمونهء چ۱۳ ص ۳۵۳ > ۳ المیزان» ج۰۱۴ ص ۲۵۱ > **Cited sources** (grade before any load-bearing use): Tafsīr Nemūneh, al-Mīzān.